«برای رسیدن به امید، آدم باید فرآیند تلخ، پردرد و سیاهی را طی کند» ایناریتو

عشق سگی اولین اثر «الخاندرو گونزالز ایناریتو» کارگردان مکزیکی است. شاید بیراه نباشد که عنوان شود ایناریتو یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان سینمای مکزیک است. دهه اخیر دهه سینمای مکزیک جدید است و دنیا خواهان استعدادهای نو این سینما. فیلمساز 44 ساله مکزیکی از 21 سالگی کار در رادیو را آغاز و سپس آموخته­هایش را در تئاتر تکمیل نمود. موسیقی برای او یکی از جذاب­ترین رویکردها به هنر و دنیای پیرامونش بود و برای فعالیت در کنار ساخت موسیقی متن به یکی از تولیدکنندگان تلویزیونی نیز تبدیل شد. اما هیچ کدام از این فعالیت­ها ایناریتو را به چهره­ای که امروز شناخته می­شود، تبدیل نکرد. عشق سگی با اسکلتبندی و ویژگی­های تکاندهنده، استادی ایناریتو را در کارگردانی ثابت کرد و او را از دنیای فیلمهای تبلیغاتی به قله سینمای دنیا رساند. انقلابی­گری او در روایت تو در توی قصه­ای مهیج از «گیرمو آریاگا» او را به فیلمسازی که سینمای مکزیک را در رأس توجه مهمترین محافل فرهنگی و هنری دنیا بود تبدیل کرد.
او که از مجموعه­ داستانک­های متعددی از زندگی اهالی مکزیک به سه قصه مستحکم رسیده بود با همکاری آریاگا عشق سگی را به جشنواره کن فرستاد و آنرا نامزد اسکار کرد تا شگفتی­های سینمای دهه نود مکزیک در انتهایی­ترین سال، آن همه را بهتزده کند. اهمیت ایناریتو در ادامه دادن سبک فیلمسازی و توسعه سینمایش به صورت تدریجی و عمیق است. 21 گرم (محصول 2003) سه سال پس از موفقیت عشق سگی شاهکار دیگری از او یعنی بابل (محصول 2006) نامزد هفت جایزه اسکار نشان داد ایناریتو و سینمای دنیا مسیر درستی برای کشف و شناساندن این سینما به دنیا طی کرده­اند. کما اینکه در دوران رخوت سینمای جهان و فقر فیلم کالت، سینمای مکزیک و آمریکای لاتین با جوانان و استعدادهایی که دنیا آنها را شناخت خلاء فیلم کالت را پر کرده و عصر طلایی سینمای آمریکای لاتین را میتوان به همین دهه پر افتخار خلاصه کرد. هر چند ایناریتو با فاصله گرفتن از استقلال خود که در زمان ساخت عشق سگی آن را به دست آورده بود، اندک اندک جذب هالیوود شد، اما نگاه و شیرازه تفکرات او در این دو فیلم قوت خود را از دست نداده است و بیشتر میتوان گفت صرفاً تحت تأثیر مسائل سیاسی کلان دنیا و رویکردهای پروپاگاندا، خصوصاً در بابل قرار گرفته است.
عشق سگی هم همچون دو اثر واپسین ایناریتو با سه شیوه روایت شد. در 21 گرم زندگی پل و مری و درگیری لقاح و عمل پیوند قلب در کنار زندگی جک که علاقمند به مسیح شده و کماکان رگه­هایی از زندگی سیاه گذشته را با خود یدک می­کشید دیده می­شد و این دو قصه در تلاقی با زندگی کریستین با ویژگی­های همسر و فرزندانش قرار داده شد که او را به دوران پیش از ازدواجش باز می­گرداند. در بابل نیز این خط اصلی قصه به شکلی دیگر و در ابعاد فرا منطقه­ای کشورهایی چون مکزیک، مراکش، آمریکا و ژاپن را درگیر مسأله اصلی خود می­کند. اما تمام این وقایع و خطوط اصلی و فرعی با یک نوع محوریت منسجم به یکدیگر پیوند خورده­اند که نشأت گرفته از دیدگاه و رویکردی است که ایناریتو از همان ابتدا و در عشق سگی آن را تثبیت شده معرفی کرد. در عشق سگی یک زندگی معمولی و به ظاهر ساده زندگی افراد مختلفی را به هم پیوند می­زند. تصادف محور و رویکردی است که در فیلم به روش­های مختلف نشان داده می­شود و فیلم در حالات مختلف و در سکانس­های متفاوت و از زوایه­های گوناگون قصه را روایت کرده و داستان را به قسمت نوع زندگی­های متفاوت بالای شهر - پایین شهر می­برد. در واقع محوریت تصادف و رویکرد حادثه، باعث میشود، فیلم به عنوان نقطه مرکزی ماجرا نوعی تقسیمبندی زمانی و آغازگرانه به فیلم ببخشد. دنیای آدم­های فیلم با همه مختصات شخصیتی، ملموس و برای شناخت و مجانست با این آدمها نیازی به شناخت ملیتشان نداریم. آنها از همان وهله اول قابل باورند؛ از بزهکاران و حاشیهنشین­هایی که جنگ سگ راه می­اندازند، دار و دسته­های خیابانی تشکیل میدهند و به نوعی کارگردان قصد دارد، زندگی بی­خانمانی این آدمها را روایت کند. در کنار این رویکرد، فیلمساز نگاهی به زندگی آدمهای طبقه متوسط و مرفه نیز دارد؛ هر چند هیچگاه به دام شعارگرایی یا سانتیمانتالیسم گرفتار نمی­شود. عناصر بصری فیلم تا حدی پرکشش و جذاب ارائه میشوند که نمی­توان ویژگی­های فنی آن را نادیده گرفت. تدوین به شدت حساب شده فیلم که در 21 گرم نیز استیون میریون با همان ویژگی­ها به فیلم غنا بخشید، به عنوان مهمترین عنصر انتقال حس واقعگرایی و روایت سنجیده استحکام و قوت فیلم را مضاعف کرده است. فضای فیلم که از الگوهای فضای رئال تبعیت میکند، در مقایسه با 21 گرم از گرمای بیشتری برخوردار است و شاید این به لوکیشن (مکزیکوسیتی) در مقابل (آمریکا) بازگردد.

ادامه این مقاله را در سایت فیروزه http://www.firooze.com/article-fa-174.html پیدا می کنید. این مقاله برای اولین بار در این سایت منتشر شده است.