آسمان ابری این دل، به یادت گریه کرد
در سرای خویشتن،آفاق به راهت گریه کرد
تا ندانی در کجا آیم به درگاهت شبی
ماه شبانه بر گدای بی صدایت گریه کرد
تازیانه می زنی بر ضجه های بی کسی
نور مهتاب شبم بر یاس شامت گریه کرد
من گریستم همچو آن فرزند بی مادر شده
مور فرزانه به یاد خاک پایت گریه کرد
کاش بر چشمان من اشک غریبی یاد بود
هاتفا از بهر دل،جانا به خوابت گریه کرد
رفتی و تنها بماندم در سرای ناصحان
ناصح از بهر دل رفته به قابت گریه کرد



پاسخ با نقل قول