ديوار

ديوارها بلند شدهاند
تا شلوارهاي كوتاه
ـ راحت ـ دراز بكشند.
ديوارها
جلوي خانهها
سينه سپر ميكنند
تا تابها راحت وول بخورند
و حمام آفتاب بگيرند.
كوچه، وقتي كفشهاياش را ميبندد
دلاش ميگيرد.
ديوار!

ديوار!
كمي كوتاه بيا اين بار...

*****************

تو...
تو همان بتي هستي
كه حتا
ابراهيم در برابر زيبايياش
به سجده ميافتد
نميشكست و ميشكست
... حالا بگو
داوود نبي چه كند؟