زندگی نامه ی خودنوشت :: توماس مان :: ترجمه: محمود حسینی زاد یکشنبه، ششم ژوئن ۱۸۷۵، ساعت ۱۲ ظهر به دنیا آمدهام. بعدها، طالعبینهائى که بارها و بارها به من اطمینان دادهاند که عمرى طولانى، زندگى پرسعادت و مرگى آرام در انتظارم است، گفتند که هنگام تولد،طالعم سعد بوده است. پیشگوئىشان عمدتاً...
چککو پيره ماکسیم گورکی خورشيد ميان سکوت مقدسي طلوع مي کند، مه کبودي که از بوي خوش جگن طلائي سنگين شده از جزيره سنگي به آسمان شناور است. جزيره که ميان توده خواب آلود آب تيره، زير گنبد رنگ باخته آسمان نشسته، مانند مذبحي است براي الاهه خورشيد. ستاره ها تازه رنگشان پريده، اما زهره سفيد هنوز...
اندوه آنتوان چخوف غروب است. ذرات درشت برف آبدار گرد فانوسهايي كه تازه روشن شده، آهسته ميچرخد و مانند پوشش نرم و نازك روي شيروانيها و پشت اسبان و بر شانه و كلاه رهگذران مينشيند. ?يوآن پوتاپوف? درشكهچي، سراپايش سفيد شده، چون شبحي به نظر ميآيد. او تا حدي كه ممكن است انساني تا شود، خم گشته و...
سرگذشت شيطان گروه: داستان كوتاه نویسنده: نيكلا ماكياول در دفتر اخبار و وقايع شهر فلورانس چنين ميخوانيم: يكمرد وارسته اي كه سراسر زندگاني اش با تقوي و پاكدامني آميخته و بسياري گمشدگان را فروغ هدايت بخشيده بود يكروز كه در درياي تفكر غوطه ور گشته بخاطر پرهيزگاري و اورادي كه خوانده بود،...
درباره نويسنده “ تي هارتلي “مدتهاي مديدي را در كشورهاي پاييني كاروليناي جنوبي صرف كرده است و بيشتر داستانهاي كوتاهي كه مي نويسد بيشتر از تجارب در همين مناطق نشات مي گيرد در حال حاضر به عنوان تحليلگر سيستم در يك سازمان بهداشتي درماني مشغول به كار است او از كودكي به نوشتن داستانهاي كوتاه مي پرداخته...
مضمون خائن و قهرمان خورخه لوييس بورخس برگردان: احمد ميرعلايي زير نفوذ چسترتون رسوا (مبدع و پيرايهبند رمز و رازهاي شكيل) ولايينيتز (كه هماهنگي ازلي را اختراع كرد)، مبحث زير را در خيال پرداختهام، كه بيترديد طي بعداز ظهرهاي بي ثمر آنرا بسط خواهم داد (و اين تلاش از هم اكنون به نحوي موجه...
طوطي سيمين بهبهاني طوطي شريک غم من شده بود. تنها کسي بود که مرا دوست ميداشت. وقتي زنم رفت و خبر داد که به تنکابن نزد مادرش رفته و ديگر برنميگردد، مأيوس و درمانده، دو روز خود را در خانه محبوس کردم و با چند استکان چاي و چند دانه بيسکويت سروته گرسنگي را به هم رساندم. روز سوم تصميم گرفتم که...
موجي که هرگز دريا را ترک نکرد اوکتاويوپاز برگردان:مهدي افشار هر چند که در اينجا از اوکتاويوپاز داستان کوتاهي نقل مي شود ليکن او به شاعري مشهورتر است تا بعنوان قصه نويس. پاز در مکزيکوسيتي متولد شد به سال 1914 و در مدرسۀ کاتوليک رومي و سپس دانشگاه ملي تحصيل علم کرد. نوزده ساله بود که...
ناتاشا ولاديمير ناباکوف برگردان: دنا فرهنگ ترجمه از روسي دميتري ناباکوف - سيرکا 1924 *************
********************* هميشه از كارخانه بدم مى آمد. چارچوبى فولادى مثل اسكلت داشت، هر وقت مى خواستم آن را مجسم كنم بدون آجر هاى قرمز مجسم مى كردم. آهن هايى درهم و سياه در زمينه ي آسمان سرخ.البته در اين باره هيچ وقت به كسى نگفته ام. مخصوصاً به اريك. آخر مى دانيد او كارخانه را دوست دارد. او دلش مى...
آهستگی - ميلان کوندرا ******************* ۱ ناگهان هوس کرديم غروب و شب را در يک قصر بگذرانيم. قصرهای زيادی را در فرانسه بهصورت هتل بازسازی کردهاند؛ چهارگوشی از سبزی گمشده درگسترهای از زشتی بیسبزی؛ مجموعه کوچکی از باريکهراهها، درختها و پرندهها بين شبکهای عظيم از بزرگراهها. همينطور که...
قتل مشكوك - بروس هولاند راجرز **************************** خيلي خب اين قتلي مشكوك است. مقتول توي مزرعه كنار جاده شماره 36 ايالات متحده افتاده است. دمر. صبح زود است. در افق سمت شرق جاده كپهاي ابر به چشم ميآيد اما آسمان بالاي سر آبي است. آفتابزده، اما هنوز پيدايش نشده. ببينيد. دلم ميخواهد شما...
بوي گند جنازه - سرگيو راميرس ************************* صبح آفتاب نزده، مارش عزا در سراسر شهر طنين انداخت .ناقوس هاي عزا،در کليساها به صدا در آمد.زمزمه ي مردمي که در خيابانهاي نيمه تاريک،به طرفکليسا مي رفتند،معلوم کرد که مادر عاليجناب ،درکاخ مرده است. سراسر کشور غرقماتم شد و دريايي از...
سبيل - گي دو موپاسان ******************* برگردان: پری آزاد قصر سل، دوشنبه ٣٠ ژانويهي ١٨٨٣
از آشنايى با شما خوشوقتم از جويس كرول اويتس **************************************** هيچكس به ياد نمي آورد كه بحث چگونه درگرفت. شب جمعه بود و آنها دو زوج كه هيچكدام زن و شوهر نبودند به يك رستوران چينى رفته بودند كه پاتوغشان بود. زنها و يكى از آن دو مرد مدتها پيش ازدواج كرده بودند...
داستان ها و رمان های صوتی روایت شب از نویسندگان سراسر دنیا با صدای استاد بهروز رضوی و خانم فاطمه رکنی
کتاب پندار خدا > پیشگفتار به یاد داگلاس آدامز (1952 - 2001) "آیا برای اینکه ببینیم باغ زیباست باید باور کنیم که پریانی هم ته باغ هستند؟" پیشگفتار وقتی همسرم کوچک بود از مدرسه نفرت داشت و می خواست ترک تحصیل کند. سالها بعد، وقتی بیست و چند ساله شد، این حقیقت تلخ را با والدین اش در میان...
«هانس دومهنهگو» در سال 1926 در وين زاده شد. او از نويسندگان به نام در عرصه ادبيات نوجوانان در ادبيات معاصر آلمانى زبان است. طنز نهفته و آشكار در آثار اين نويسنده اتريشى، يادآور نوشتههاى دلنشين «اريش كستر» است. او ساده و سرراست مىنويسد و مىكوشد از دل واقعيتهاى به ظاهر بىاهميت، طنزى تلخ و...
باد سرد پاييزي، برگهاي خشك را، از جلوي پايم، جارو ميكند، دو باره آن روزها، در يادم زنده شده است. مدتها پيش بود، و ما حدوداً دوازده سال داشتيم. «بامپي» و من، دوستاني جدا نشدني بوديم. و هميشه خود را دوستاني تا آخر خط، ميدانستيم. نام اصلي« بامپي» ، « كوين» بود. يك كودك سرخ چهره ايرلندي، كه، به خاطر...
آخرهاي بعد از ظهر يك روز جمعه بود ، و “ ُرزا “ كه تازگي ها، با خانواده اش به “ديتون” نقل مكان كرده بودند براي ثبت نام وارد دبيرستان جديدش شد. مدرسه بزرگ قديمي ، خشك و بيروح به نظر مي آمد . پيچكهاي چسبان ، كه بر لبه هاي بام رشد كرده بود بين پنجره ها و خشتهاي پوسيده ديوارها، جدايي انداخته بود ....
از این کنترل به منظور محدود کردن موضوعات از نمایش آنها قبل آن چهارچوب زمانی مشخص شده است استفاده کنید.
به شما اجازه می دهد تا داده هایی را که لیست موضوع توسط آن مرتب سازی می شود را انتخاب کنید.
آرایش موضوعات بصورت...
توجه : وقتی بر اساس تاریخ مرتب می کنید، 'ترتیب نزولی' جدیدترین نتایج را اولین نمایش می دهد.
قوانین انجمن