1. اطلاعیه:
    مدیریت بخشها
    Salar (مدیر انجمن ادبی شفیقی)
    28th August 2006
    نمایش ها:
    67,203
+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 3
1 2 3 آخرینآخرین
نمایش موضوعات: شماره 1 تا 20 , از مجموع ‍47 موضوع

انجمن: حسین پناهی

اشعار حسین پناهی

  1. موضوع مهم شود موضوع مهم : تاريخچه حسين پناهی دژکوه

    حسين پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان ياسوج در استان کهکيلويه و بويراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصيل در بهبهان برای گذراندن تحصيلات حوزوی به مدرسه آيت الله گلپايگانی رفت. پس از انقلاب طلبگی را رها کرد و چهارسال در موسسه آناهيتا دوره بازيگری و نمايشنامه نويسی را گذراند. پناهی...

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 1,159
    25th October 2006 09:05 PM برو به آخرین پست
  2.  
  1. سرودی برای مادران

    پشت دیوار لحظه ها همیشه كسی می نالد چه كسی او؟ زنی است در دوردست های دور زنی شبیه مادرم زنی با لباس سیاه كه بر رویشان شكوفه های سفید كوچك نشسته است رفتم و وارت دیدم چل ورات چل وار كهنت وبردس بهارت پشت دیوار لحظه ها همیشه كسی می نالد

    نوشته شده توسط مفسد فی الارض
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 742
    12th July 2008 06:08 PM برو به آخرین پست
  2. شب نازی،من و تب

    همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش كه همیشه یادشه یادمه قبل از سوال كبوتر با پای من راه می رفت جیرجیرك با گلوی من می خوند شاپرك با پر من پر می زد سنگ با نگاه من برفو تماشا می كرد سبز بودم ، درشبِ رویش گلبرگ پیاز هاله بودم در صبح گِرد چتر گل یاس گیج می رفت سرم در تكاپوی سر گیج عقاب

    نوشته شده توسط مفسد فی الارض
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 769
    12th July 2008 06:07 PM برو به آخرین پست
  3. نازی مرد

    نازی نازی مرد آن همه دویدن و سراب این همه درخشش و سیاه تا كجا من اومدم چطوری برگردم ؟ چه درازه سایه ام چه كبود پاهام

    نوشته شده توسط مفسد فی الارض
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 468
    12th July 2008 06:04 PM برو به آخرین پست
  4. تاسه

    در گهواره از گریه تاسه می رود کودک کر و لالی که منم هراسان از حقایقی که چون باریکه ای از نور از سطح پهن پیشانیم می گذرد خواهران و برادران نعمت اندوه و رنج را شکر گذار باشید همیشه فاصله تان را با خوشبختی حفظ کنید پنج یا شش ماه خوشبختی جز رضایت نیست به آشیانه با دست پر بر می گردد...

    نوشته شده توسط ali89
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 415
    1st July 2008 10:05 AM برو به آخرین پست
  5. به وقت گرینویچ

    به وقت گرینویچ اولین نقطه ای که از مرکز کائنات گریخت و بر خلاف محورش به چرخش در آمد ، سر من بود! من اولین قابله ای هستم که ناف شیری را بریده است !

    نوشته شده توسط مفسد فی الارض
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 539
    4th June 2008 11:08 AM برو به آخرین پست
  6. چه مهمان های بی دردسی هستند مردگان

    چه مهمان های بی دردسی هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند و نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت

    نوشته شده توسط nayereh
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 524
    25th May 2008 04:33 PM برو به آخرین پست
  7. شبي باراني_پناهي

    شبي باراني و رسالت من اين خواهد بود تا دو استکان چاي داغ را از ميان دويست جنگ خونين به سلامت بگذرانم

    نوشته شده توسط bahnam
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 606
    28th March 2008 10:27 PM برو به آخرین پست
  8. غریب . حسین پناهی

    غریب مادربزرگ گم کرده ام در هیاهوی شهر آن نظر بند سبز را که در کودکی بسته بودی به بازوی من در اوین حمله ناگهانی تاتار عشق خمره دلم بر ایوان سنگ و سنگ شکست دستم به دست دوست ماند

    نوشته شده توسط Shahriar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 673
    15th February 2008 03:21 PM برو به آخرین پست
  9. Arrow بیکرانه

    در انتهای هر سفر در آیینه دار و ندار خویش را مرور می کنم این خاک تیره این زمین پاپوش پای خسته ام این سقف کوتاه آسمان سرپوش چشم بسته ام اما خدای دل در آخرین سفر در آیینه به جز دو بیکرانه کران

    نوشته شده توسط farid_22
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 567
    16th December 2007 08:43 AM برو به آخرین پست
  10. کاج ها در بکر اند

    نیمکت کهنه باغ خاطرات دورش را در اولین بارش زمستانی از ذهن پک کرده است خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم خاطره آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی

    نوشته شده توسط ali4596
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 726
    30th August 2007 02:16 PM برو به آخرین پست
  11. غریب

    مادربزرگ گم کرده ام در هیاهوی شهر آن نظر بند سبز را که در کودکی بسته بودی به بازوی من در اوین حمله ناگهانی تاتار عشق خمره دلم بر ایوان سنگ و سنگ شکست دستم به دست دوست ماند پایم به پای راه رفت من چشم خورده ام

    نوشته شده توسط ali4596
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 564
    30th August 2007 02:15 PM برو به آخرین پست
  12. سیاه

    خوب آره که خیابونا و بارونا و آسمونا ارث بابامه. واسه ی همینه هم که ازبوق سگ تا د ین ِ روز این کله ی پوکو میگیرم بالا و از بی سیگاری می زنم زیر آواز و اینقدر می خونم تا این گلوی وامونده وا بمونه تا که شب بشه و بِچپم تو یه چار دیوار حلبی که عمو بارون رو طا قش ، عقشِ ِ سیاه خیالی...

    نوشته شده توسط ali4596
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 575
    22nd August 2007 01:00 PM برو به آخرین پست
  13. همه چی از یاد آدم می ره

    :79: :79: :79: همه چی از یاد آدم می ره مگه یادش که همیشه یادشه یادمه قبل از سوال کبوتر با پای من راه می رفت . جیرجیرک با گلوی من می خوند. شاپرک با پر من پر می زد . سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد .

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 753
    25th October 2006 09:02 PM برو به آخرین پست
  14. آشنایی منُ نازی

    می اندیشیدم که گناه ، تکرار تجربه هاست و شیطان از دریچه ی صدف ِ پوسیده یی سَرک کشید ُ گفت : خداوند ، اداره ی جهان را به انسان سپرده است ! در ساحل بودم ، از مرغ ِ دریایی ندا رسید هیچ کلمه یی سفیدی ِ حضور ِ مرا آیینه نمی شود ! گوش دادم به سقوط ِ بلوط ِ پیر ، در جنگل ِ انبوه ِ پُشت ِ سَرم...

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 713
    25th October 2006 09:02 PM برو به آخرین پست
  15. پیاده روی

    گز می کنم خیابان های چشم بسته از بر را میان مردمی که حدوداً می خرند و حدوداً می فروشند در بازار بورس چشم ها و پیشانی ها و بخار پیشانیم حیرت هیچ کس را بر نمی انگیزد

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 680
    25th October 2006 09:02 PM برو به آخرین پست
  16. اعتراف

    من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم ! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم ! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم ! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم ! کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم !

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 710
    25th October 2006 09:01 PM برو به آخرین پست
  17. چشم من و انجیر

    دیوونه کیه ؟ عاقل کیه ؟ جونور کامل کیه ؟ واسطه نیار به عزتت خمارم حوصله هیچ کسی رو ندارم کفر نمی گم سئوال دارم یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم میشه چیکارم می چرخم و می چرخونم سیّارم تازه دیدم حرف حسابت منم

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 772
    25th October 2006 09:01 PM برو به آخرین پست
  18. دستمال سرخ دارم

    این جایم بر تلی از خاکستر پا بر تیغ می کشم و به فریب هر صدای دور دستمال سرخ دلم را تکان می دهم .

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 644
    25th October 2006 09:01 PM برو به آخرین پست
  19. آواز لالايي

    بگو مادرم مادرم مادرم كل كنيزو مادرم كل كتا مادرم مادرم مادرم مادر بي دخترم مشهدي تركي بگو مادرم در آن روزهاي دور از (مله جنگله) بلند شو بلند شو زنها تو را ترك كردند بگو مادر مادرم كه مادرم فرخنده خواهرم

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 906
    25th October 2006 09:00 PM برو به آخرین پست
  20. سكوت

    چه ميهمانان بي دردسري هستند مُردگان ! نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندكي سكوت

    نوشته شده توسط Salar
    • پاسخ ها: 0
    • نمایش ها: 721
    25th October 2006 09:00 PM برو به آخرین پست

+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 3
1 2 3 آخرینآخرین

اطلاعات و اختیارات تالار

مدیران این بخش

تنظیم های نمایش موضوع

از این کنترل به منظور محدود کردن موضوعات از نمایش آنها قبل آن چهارچوب زمانی مشخص شده است استفاده کنید.

به شما اجازه می دهد تا داده هایی را که لیست موضوع توسط آن مرتب سازی می شود را انتخاب کنید.

آرایش موضوعات بصورت...

توجه : وقتی بر اساس تاریخ مرتب می کنید، 'ترتیب نزولی' جدیدترین نتایج را اولین نمایش می دهد.

توضیح نمادها

پست های جدید
پست های جدید
بدون پست جدید
بدون پست جدید
بیشترین نسبت به 15 پاسخ یا  150 نمایش
موضوع پربیننده با ارسال های خوانده نشده
بیشترین نسبت به 15 پاسخ یا  150 نمایش
موضوع پربیننده بدون ارسال جدید
موضوع بسته شد
این موضوع بسته است
موضوع دارای پیامی که توسط شما نوشته شده است می باشد
در این موضوع شرکت کرده اید.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید