توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : می شود آن روز که عاشق شویم
pezhmanfeyzei
2nd December 2007, 11:27 PM
می شود آنروز قفس بشکنیم...........مثل قناری و پرستو و باز.................نغمه بخوانیم که ما عا شقیم .........درد و غم از یاد بریم پرزنیم............باز همه نغمه سرا . سر بلند........موزه کنیم این قفس تنگ سرد........آن گل سرخی که گل سرخ نیست ..........عاشق ودلداده وبی رنگ نیست ........می شود آن لحضه که او بی قرار.........سرخ شود چهره به یک نی نگاه............می شود آنروز ز چشم سیاه...........شعر بخوانیم وکمی رعد وبرق..........غصه دل را همه آتش زند..........می رسد آنروز که هم دوش هم.........خنده کنان پیش شب تار سخت.........خنده مهتاب و کمی ماه مست..........مست و خرامان ز خندنگ مژه..........چشمه بی حوصله و سنگ سخت..........نغمه ای از عشق بخوانیم باز..........می رسد آنروز که خشک وکبود........تشنه و بیمار همه چاک روی.........ترس بریزیم ز فریاد ابر........منتظر قطره باران سرد.........می رسد آنروز که باران شویم.........ابر شویم نعره براریم بباریم تند........می رسد آنروز که عاشق شویم..... حسین فیضی www.pezhmanfeyzei.blogfa.com (http://www.pezhmanfeyzei.blogfa.com)</p>
Salar
3rd December 2007, 03:37 AM
با درود،
به انجمن ادبی شفیقی خوش آمدید.
لطفآ اشعار خود را در قسمت "آشعار کاربران انجمن شفیقی" ارسال کنید.
http://www.shafighi.com/forum/forumdisplay.php?f=61
nazi_nazi218
16th December 2007, 08:09 AM
آقا پژمان دیگه شعری ازتون نموند که نخونده باشم اگه ممکن باشه شعرای جدید بذارید
Omid42
16th December 2007, 05:59 PM
نه عشق دروغی بیش نیست
میترا
16th December 2007, 06:03 PM
امیدعزیز ورودشماروبه انجمن خوش آمدمی گویم.
من هم اول نظرشمارو داشتم ولی خیلی زودنظرم عوض شد.!
alone88
17th December 2007, 11:29 PM
ای قلب تو پر شراره از عشق بگو
وی درد تو بی شماره از عشق بگو
امید رهایی ام از این دریا نیست
ای پهنه ی بی کناره از عشق بگو
تا شب پره ها باز ملامت نکنند
با این شب بی ستاره از عشق بگو
دیریست که می رویم و نا پیداییم
درمانده که چیست چاره از عشق بگو
تا یاد تو را به لحظه ها نسپارند
هر دم همه جا هماره از عشق بگو
گاهی سخن سکوت را می فهمند
لب دوخته با اشاره از عشق بگو
وقتی ز قصیده ها غزل می سازند
بنشین و به استعاره از عشق بگو
تنهای من ای با من تنها ، تنها
از عشق دوباره از عشق بگو