Salar
23-08-2006, 03:31 PM
پژمان اكبرزاده
http://www.sharghnewspaper.com/850204/html/186609.jpg
اركستر سمفونيك بى بى سى در اسفند ماه سالى كه گذشت برنامه هاى جالبى براى شناساندن جنبه هاى گوناگون موسيقى ايران در لندن برگزار كرد. بى سابقه ترين بخش از اين برنامه، اجراى مجموعه اى از آثار سمفونيك سه نسل از آهنگسازان معاصر ايران با اين اركستر بين المللى بود. رويدادى كه هرگز در تاريخ موسيقى سمفونيك ايرانى رخ نداده بوده و اگر هم اجرايى در برون مرز صورت گرفت با پشتيبانى نهادهاى دولتى ايران بود. اين كنسرت از جنبه ديگرى نيز جالب توجه و آن اجراى نخستين كنسرتو براى چنگ و اركستر ساخته يك آهنگساز جوان ايرانى است.امير مهيار تفرشى پور (متولد ۱۳۵۳ در تهران) دانش آموخته كنسرواتوار وستيسك در دانمارك در رشته پيانو و كالج موسيقى ترينيتى و دانشكده موسيقى گيلدهال لندن در رشته آهنگسازى است. وى كه در پاييز ۱۳۸۲ به اتفاق عليرضا فرهنگ برنده جايزه اول نخستين دو سالانه موسيقى نو در دانشگاه تهران شد، همزمان با پشتيبانى فرهنگسراى نياوران از شاند ويليامز تكنواز چنگ اركستر سمفونيك بى بى سى، براى اجراى يك رسيتال در تهران دعوت به عمل آورد. در آن برنامه كه نخستين رسيتال چنگ در سال هاى پس از انقلاب به شمار مى رود افزون بر آثار آهنگسازان اروپايى، اثرى از تفرشى پور با نام «فانتزى ايرانى» كه در آن فضاى امپراتورى كهن ايران تداعى مى شد نيز به اجرا درآمد.
چنگ، به نوشته دانشنامه ايرانيكا، كهن ترين نقش موجود از آن در ايران متعلق به سه هزار و چهارصد سال پيش از ميلاد در خوزستان است كه در جريان حفارى هاى باستان شناسى در سال ۱۳۴۱ (۱۹۶۲) كشف شد كه اكنون در بخش پژوهش هاى شرقى دانشگاه شيكاگو نگهدارى مى شود. در موزه ايران باستان نيز قطعه اى سفالين وجود دارد كه روى آن نقش يك بانوى چنگ نواز متعلق به دوره پارتيان به چشم مى خورد. نواختن چنگ در دوران اسلامى نيز در ايران ادامه يافت. رودكى علاوه بر شاعر به عنوان يك نوازنده چنگ نيز در ادبيات پارسى معرفى شده و فارابى، صفى الدين ارموى و عبدالقادر مراغه اى نيز در نوشته هايشان به ساختار اين ساز اشاره كرده اند. اين ساز در بسيارى از مينياتورها و سروده هاى شاعران پارسى گوى نيز حضور دارد. با اين همه «چنگ» از دوران صفويان از موسيقى ايران رخت بربست و تقريباً همان زمان در اروپا گسترشى روزافزون يافت و در نهايت با افزودن سيستم پدال به اركستر سمفونيك راه يافت.
ظاهراً نخستين كسى كه آموزش اين ساز را در دوره معاصر در ايران آغاز كرده ماريان گرون فلدوا است. وى همراه با ۹ نوازنده ديگر از جمهورى چك به دعوت غلامحسين مين باشيان (رئيس وقت اداره موسيقى كشور و هنرستان موسيقى) براى تدريس به تهران آمد. نامدارترين چنگ نوازان معاصر ايران، فرزانه نوايى و آذرنوش صدرسالك هستند. نوايى كه در هنرستان عالى موسيقى و آكادمى موسيقى وين تحصيل كرد چندى نيز در محضر هوشنگ ظريف به فراگيرى موسيقى ايرانى با تار پرداخت و درصدد برآمد تا براى نواختن نغمه هاى ايرانى با چنگ، شيوه تازه اى پديد آورد ولى درگذشت زود هنگام و ناگهانى او در سال ۱۳۸۳ در اتريش اين كوشش ها را ناتمام گذاشت. آذرنوش صدرسالك كه در ايران اقامت دارد تا چند سال پيش با اركستر سمفونيك تهران همكارى داشت ولى او نيز با توجه به شرايط، متاسفانه در حال حاضر فعاليت چشمگيرى در امر آموزش و اجرا ندارد و اركستر سمفونيك نيز در زمان نياز به جاى اين ساز از پيانو استفاده مى كند!
امير مهيار تفرشى پور به عنوان آهنگساز، تلاش بسيارى در زمينه آفريدن قطعاتى براى چنگ و رواج دوباره آن در عرصه موسيقى امروز ايران داشته است. وى حتى درصدد برآمد با همكارى شاند ويليامز و با تشويق آهنگسازان ايرانى آلبومى از ساخته هاى آنها براى چنگ فراهم آورد. پروژه اى كه در اصل سال ها پيش از سوى فرزانه نوايى آغاز گرديد و با برخورد سرد آهنگسازان ايرانى با شكست مواجه شد. تفرشى پور كه به تازگى به ايران بازگشته از فعاليت هايش در اين زمينه و همچنين اجراى كنسرتو براى چنگ و اركستر كه نام «پژواك پارسى» را بر آن نهاده با اركستر سمفونيك بى بى سى سخن مى گويد: «جاى تاسف است كه چنگ با داشتن پيشينه اى كهن در ايران، در حال حاضر در كشورمان تا اين حد مهجور واقع شده است. نزديك به يك سده از فعاليت آهنگسازان ايرانى در فرم هاى موسيقى كلاسيك مى گذرد ولى ظاهراً نه كنسرتويى براى اين ساز نوشته شده و نه حتى قطعه اى براى تكنواز چنگ. دليل اين بى توجهى جداً پرسش برانگيز است. البته ساخت قطعه براى اين ساز چندان ساده نيست و راهنمايى گرفتن از يك چنگ نواز حرفه اى را نيز طلب مى كند. شايد كمبود نوازنده چنگ (هارپ) در ايران نيز اين عدم تمايل را تشديد كرده باشد ولى به هر حال آشنايى با شاند ويليامز كه يكى از چنگ نوازان بين المللى است و همچنين اشتياق خود من براى زنده كردن اين ساز در فضاى موسيقى ايران موجب شد تا قطعه «فانتزى ايرانى» ساخته و در پاييز ۱۳۸۲ در فرهنگسراى نياوران اجرا شود. موقعيت بسيار خوب ديگرى كه چند ماه پس از آن پديد آمد سفارش ساخت يك كنسرتو براى چنگ و اركستر از سوى اركستر سمفونيك بى بى سى بود كه در اسفند ماه سالى كه گذشت در لندن به اجرا درآمد.»
http://www.sharghnewspaper.com/850204/html/186606.jpg
•••
•ما از موسيقى باستانى ايران و همچنين رپرتوار چنگ در گذشته هيچ ايده جدى موسيقايى نداريم. آنچه برجاى مانده تنها نمونه هاى حجارى شده و تئورى هاى كلى است. چه چيز ايده ساخت «پژواك پارسى» بوده است؟ صرفاً تاثيرى احساسى كه در ذهن از اين يادگارهاى تاريخى پديد مى آيد؟
معمارى باستانى ايران معمارى پيچيده اى است و از آنجا كه معمارى و موسيقى در تاريخ هنر با هم پيوند داشته اند مى توان تصور كرد كه موسيقى ايران باستان نيز موسيقى پيچيده و باشكوهى بوده است كه البته اين تنها يك گمان است. من نخستين آهنگسازى نيستم كه مى كوشد شكوه فرهنگ و هنر ايران باستان را با موسيقى نشان دهد. «پژواك پارسى» اثرى است كه هم از وضعيت معاصر و هم از گذشته ما ملهم است. بازتاباندن آن همه رويداد در يك اثر بيست و چند دقيقه اى كار ساده اى نيست چرا كه ايرانى امروز درگير تناقض هاى بسيارى است. فرهنگ ملى، مذهبى و غربى همه در زندگى امروز ايرانيان ادغام و بسيارى از مردم ما جداً در شناخت جايگاه خود دچار مشكل شده اند. نخستين موومان در اين كنسرتو با ملودى ساده اى در دستگاه همايون آغاز مى شود كه براى شنونده بيشتر حالتى بداهه پردازانه دارد ولى پس از چند ميزان، قطعه با ورود سازهاى زهى به فضايى درگير و انديشمندانه مى رسد؛ شايد مانند يك ايرانى امروزى. با شناختى كه از ساز چنگ يا هارپ وجود دارد كوشيدم برخلاف توقع شنوندگان از اين ساز استفاده كنم چرا كه چنگ تنها يك ساز زيبا و باستانى براى نواختن آرپژ و گليساندو نيست. اين شيوه نگرش تقريباً در همه دنيا حاكم است كه بيشتر از موسيقى فيلم هاى هاليوودى سرچشمه گرفته است. كوشيدم اين ساز را به دور از اين تكنيك هاى كليشه اى و به شيوه اى متفاوت به كار برم مانند لوچيانو بريو (آهنگساز بزرگ ايتاليايى) كه در يكى از كارهاى خود به نام «سكوانس» (براى چنگ) كاربردى غيرمعمول از تكنيك هاى چنگ داشته كه از آن جمله مى توان به نواختن چند نت به طور همزمان اشاره كرد كه به عنوان «كلاستر» شناخته مى شود. در كادانس موومان نخست، قطعه به حالت تونال خود بازمى گردد و به دور از هياهوهاى ديسونانس، بار ديگر به دستگاه همايون اشاره مى كند. در آغاز موومان دوم، ويولن آلتو نغمه اى را مى نوازد كه نشان از درونگرايى و ابهام زندگى ما دارد. در ميزان هاى بعدى بخش هاى مختلف اركستر به صورت كنترپوانيك ويولن آلتو را دربر مى گيرند و سپس شنونده را براى ورود چنگ آماده مى كنند. در ادامه ديالوگى بين چنگ و اركستر پديد مى آيد و در نهايت در سكوت كامل، اين موومان به پايان مى رسد. سومين موومان كه بيشتر به يك رقص باستانى ايرانى شباهت دارد هم از درگيرى مردم با امور روزمره زندگى خود حكايت دارد و هم از روحيه عرفانى و ايرانى ما. به منظور ايده گرفتن براى ساخت اين اثر سفرى نيز به كرمانشاه براى ديدن چنگ ايرانى در طاق بستان داشتم. نقش هايى كه از دوره ساسانيان به يادگار مانده و در آنها چند بانوى نوازنده در حال چنگ نوازى هستند.
•آيا رهبر و نوازندگان اركستر توانستند به راحتى با انديشه اى كه زيربناى ساخت اين اثر بوده ارتباط برقرار كنند يا ناگزير بوديد درباره فضاى بخش هاى گوناگون كار به آنها توضيح دهيد؟
به جز معرفى خودم به آنها در نخستين جلسه تمرين به ياد نمى آورم كه با آنها صحبتى كرده باشم! چرا كه در يك اركستر حرفه اى مانند اركستر سمفونيك بى بى سى، نوازندگان نيازى به توضيحات آهنگساز ندارند و هر آنچه در پارتيتور نوشته شده را با دقت فراوان و همچنين با وسواس شديد رهبر به اجرا درمى آورند. تكنواز قطعه، شاند ويليامز كه داراى همسرى ايرانى است هم با شناختى كه از تاريخ و فرهنگ ايران داشت با مهارت كامل، اجرايى ويژه و بسيار احساسى ارائه كرد. زادگاه او سرزمين ولز است و وى از كودكى با ترانه هاى محلى و در فرهنگى سرشار از موسيقى بزرگ شده لذا گوش او نسبت به نوازندگان شهرنشين انگلستان با موسيقى شرقى بسيار مانوس تر است. رواج گسترده ساز چنگ در آن منطقه نيز در اجراهاى موفق او بسيار تاثيرگذار بوده است.
•در شب اجراى برنامه آثارى كه از آهنگسازان ايرانى به اجرا درآمد داراى فضايى بسيار متفاوت بود؛ «سمفونى خرابه هاى پارسه» از امين الله حسين كه حدود شصت سال پيش و با توجه به فضاى همان زمان در كاربرد ملودى هاى شرقى ساخته شده، «به ياد لامارتين» كه با الهام از سروده هاى اين شاعر فرانسوى توسط هرمز فرهت براى اركستر زهى آفريده شده و كنسرتوى شما. واكنش ها نسبت به هر يك از اين كارها چگونه بود؟
اركستر و رهبر با سمفونى امين الله حسين كه البته قطعه زيبايى است بيشتر به عنوان موسيقى فيلم برخورد كردند. به ويژه آخرين موومان از اين سمفونى كه همه را به ياد موسيقى فيلم بنهور انداخته بود. البته اين قضيه تعجبى ندارد چون پسر آهنگساز، روبرت حسين از هنرپيشگان نامدار سينماى فرانسه است و شمارى از آثار سمفونيك امين الله حسين در اصل به عنوان موسيقى فيلم ساخته مى شد و بعداً به صورت يك اثر سمفونيك بزرگ درمى آمد. اين قضيه در موسيقى فيلم «راسپوتين» نيز به گوش مى رسد كه موسيقى بخشى از آن در باله «مينياتورهاى ايرانى» نيز به كار برده شده است. قطعه اى كه از هرمز فرهت به اجرا درآمد دو موومان براى اركستر زهى بود. اين اثر شايد ارتباطى با موسيقى ايرانى نداشت ولى بايد تاكيد كنم كه يك هنرمند ايرانى هميشه نبايد صرفاً در پى ارتباط برقرار كردن با موسيقى يا حتى فرهنگ ايران باشد. اين دو موومان با مهارت و شناخت كامل نوشته شده بود و مى توان به جرات گفت اين كار در ميان آهنگسازان ايرانى تنها از عهده هرمز فرهت برمى آمد. آهنگسازى كه نه تنها آثار برجسته اى آفريده بلكه در عرصه موسيقى شناسى ايرانى نيز چهره اى جهانى به شمار مى آيد. پايان نامه اى كه ايشان سال ها پيش در زمينه شناخت دستگاه هاى موسيقى ايران به دانشگاه UCLA ارائه كرد در سال ۱۹۹۰ به وسيله انتشارات دانشگاه كمبريج در سراسر دنيا انتشار يافت. براى من افتخار بزرگى بود كه اثرم در كنار اثر چنين موسيقى دانى اجرا شود. رهبر فرانسوى اركستر، پاسكال روفه (Pascal Roufe) نيز بسيار تحت تاثير اين اثر قرار گرفته بود. ولى در نهايت فكر مى كنم آنچه جالب بود ارائه آثارى با حال و هوايى بسيار متفاوت از آهنگسازان ايرانى از سه نسل بود كه تنوع انديشه و كار آنها را نشان مى داد.
•اركستر سمفونيك بى بى سى در آغاز درصدد بود اين برنامه را به ساخته هاى آهنگسازان كشورهاى خاورميانه اختصاص دهد ولى در نهايت تمام برنامه به آهنگسازان و نوازندگان ايرانى اختصاص پيدا كرد. اين دگرگونى در محتواى كنسرت ها چگونه رخ داد؟
اگر اين برنامه به آثار كشورهاى خاورميانه اى و نه تنها ايران اختصاص پيدا مى كرد احتمال مى رفت آثارى از همه رنگ به ويژه از كشورهاى عربى در كنار آثار آهنگسازان شاخص ايران قرار گيرد. اين طرح مورد مخالفت عوامل ايرانى كنسرت و همچنين شاند ويليامز قرار گرفت و خوشبختانه در نهايت محتواى برنامه تماماً به ايران اختصاص پيدا كرد. علاوه بر آثار آهنگسازان ايرانى، قطعه «مجموعه ايرانى» (Persian Set) براى اركستر، اثر هنرى كاول (Henry Cowell) ، آهنگساز آمريكايى و «آوازهاى عاشقانه حافظ» (براى آواز و اركستر) از كارل شيمانوفسكى (Karol Szymanowski) آهنگساز لهستانى، هم اجرا شد كه هر دو كار، سال ها پيش با تاثير از فرهنگ و ادبيات پارسى ساخته شده بودند. گروه «دستان» نيز علاوه بر برنامه ويژه براى ارائه موسيقى كلاسيك ايرانى در بخش كوتاهى نيز با اركستر سمفونيك بى بى سى اجراى مشترك داشت.
•آيا اركسترهاى ديگر نيز براى اجراى كنسرتويى كه براى چنگ و اركستر آفريده ايد ابراز تمايل كرده اند؟
صحبت هايى براى اجراى اين كنسرتو در پاييز امسال در كپنهاگ و سال آينده در آمستردام با تكنوازى شاند ويليامز شده است ولى هنوز به طور قطعى روشن نيست.
- روزنامه شرق
http://www.sharghnewspaper.com/850204/html/186609.jpg
اركستر سمفونيك بى بى سى در اسفند ماه سالى كه گذشت برنامه هاى جالبى براى شناساندن جنبه هاى گوناگون موسيقى ايران در لندن برگزار كرد. بى سابقه ترين بخش از اين برنامه، اجراى مجموعه اى از آثار سمفونيك سه نسل از آهنگسازان معاصر ايران با اين اركستر بين المللى بود. رويدادى كه هرگز در تاريخ موسيقى سمفونيك ايرانى رخ نداده بوده و اگر هم اجرايى در برون مرز صورت گرفت با پشتيبانى نهادهاى دولتى ايران بود. اين كنسرت از جنبه ديگرى نيز جالب توجه و آن اجراى نخستين كنسرتو براى چنگ و اركستر ساخته يك آهنگساز جوان ايرانى است.امير مهيار تفرشى پور (متولد ۱۳۵۳ در تهران) دانش آموخته كنسرواتوار وستيسك در دانمارك در رشته پيانو و كالج موسيقى ترينيتى و دانشكده موسيقى گيلدهال لندن در رشته آهنگسازى است. وى كه در پاييز ۱۳۸۲ به اتفاق عليرضا فرهنگ برنده جايزه اول نخستين دو سالانه موسيقى نو در دانشگاه تهران شد، همزمان با پشتيبانى فرهنگسراى نياوران از شاند ويليامز تكنواز چنگ اركستر سمفونيك بى بى سى، براى اجراى يك رسيتال در تهران دعوت به عمل آورد. در آن برنامه كه نخستين رسيتال چنگ در سال هاى پس از انقلاب به شمار مى رود افزون بر آثار آهنگسازان اروپايى، اثرى از تفرشى پور با نام «فانتزى ايرانى» كه در آن فضاى امپراتورى كهن ايران تداعى مى شد نيز به اجرا درآمد.
چنگ، به نوشته دانشنامه ايرانيكا، كهن ترين نقش موجود از آن در ايران متعلق به سه هزار و چهارصد سال پيش از ميلاد در خوزستان است كه در جريان حفارى هاى باستان شناسى در سال ۱۳۴۱ (۱۹۶۲) كشف شد كه اكنون در بخش پژوهش هاى شرقى دانشگاه شيكاگو نگهدارى مى شود. در موزه ايران باستان نيز قطعه اى سفالين وجود دارد كه روى آن نقش يك بانوى چنگ نواز متعلق به دوره پارتيان به چشم مى خورد. نواختن چنگ در دوران اسلامى نيز در ايران ادامه يافت. رودكى علاوه بر شاعر به عنوان يك نوازنده چنگ نيز در ادبيات پارسى معرفى شده و فارابى، صفى الدين ارموى و عبدالقادر مراغه اى نيز در نوشته هايشان به ساختار اين ساز اشاره كرده اند. اين ساز در بسيارى از مينياتورها و سروده هاى شاعران پارسى گوى نيز حضور دارد. با اين همه «چنگ» از دوران صفويان از موسيقى ايران رخت بربست و تقريباً همان زمان در اروپا گسترشى روزافزون يافت و در نهايت با افزودن سيستم پدال به اركستر سمفونيك راه يافت.
ظاهراً نخستين كسى كه آموزش اين ساز را در دوره معاصر در ايران آغاز كرده ماريان گرون فلدوا است. وى همراه با ۹ نوازنده ديگر از جمهورى چك به دعوت غلامحسين مين باشيان (رئيس وقت اداره موسيقى كشور و هنرستان موسيقى) براى تدريس به تهران آمد. نامدارترين چنگ نوازان معاصر ايران، فرزانه نوايى و آذرنوش صدرسالك هستند. نوايى كه در هنرستان عالى موسيقى و آكادمى موسيقى وين تحصيل كرد چندى نيز در محضر هوشنگ ظريف به فراگيرى موسيقى ايرانى با تار پرداخت و درصدد برآمد تا براى نواختن نغمه هاى ايرانى با چنگ، شيوه تازه اى پديد آورد ولى درگذشت زود هنگام و ناگهانى او در سال ۱۳۸۳ در اتريش اين كوشش ها را ناتمام گذاشت. آذرنوش صدرسالك كه در ايران اقامت دارد تا چند سال پيش با اركستر سمفونيك تهران همكارى داشت ولى او نيز با توجه به شرايط، متاسفانه در حال حاضر فعاليت چشمگيرى در امر آموزش و اجرا ندارد و اركستر سمفونيك نيز در زمان نياز به جاى اين ساز از پيانو استفاده مى كند!
امير مهيار تفرشى پور به عنوان آهنگساز، تلاش بسيارى در زمينه آفريدن قطعاتى براى چنگ و رواج دوباره آن در عرصه موسيقى امروز ايران داشته است. وى حتى درصدد برآمد با همكارى شاند ويليامز و با تشويق آهنگسازان ايرانى آلبومى از ساخته هاى آنها براى چنگ فراهم آورد. پروژه اى كه در اصل سال ها پيش از سوى فرزانه نوايى آغاز گرديد و با برخورد سرد آهنگسازان ايرانى با شكست مواجه شد. تفرشى پور كه به تازگى به ايران بازگشته از فعاليت هايش در اين زمينه و همچنين اجراى كنسرتو براى چنگ و اركستر كه نام «پژواك پارسى» را بر آن نهاده با اركستر سمفونيك بى بى سى سخن مى گويد: «جاى تاسف است كه چنگ با داشتن پيشينه اى كهن در ايران، در حال حاضر در كشورمان تا اين حد مهجور واقع شده است. نزديك به يك سده از فعاليت آهنگسازان ايرانى در فرم هاى موسيقى كلاسيك مى گذرد ولى ظاهراً نه كنسرتويى براى اين ساز نوشته شده و نه حتى قطعه اى براى تكنواز چنگ. دليل اين بى توجهى جداً پرسش برانگيز است. البته ساخت قطعه براى اين ساز چندان ساده نيست و راهنمايى گرفتن از يك چنگ نواز حرفه اى را نيز طلب مى كند. شايد كمبود نوازنده چنگ (هارپ) در ايران نيز اين عدم تمايل را تشديد كرده باشد ولى به هر حال آشنايى با شاند ويليامز كه يكى از چنگ نوازان بين المللى است و همچنين اشتياق خود من براى زنده كردن اين ساز در فضاى موسيقى ايران موجب شد تا قطعه «فانتزى ايرانى» ساخته و در پاييز ۱۳۸۲ در فرهنگسراى نياوران اجرا شود. موقعيت بسيار خوب ديگرى كه چند ماه پس از آن پديد آمد سفارش ساخت يك كنسرتو براى چنگ و اركستر از سوى اركستر سمفونيك بى بى سى بود كه در اسفند ماه سالى كه گذشت در لندن به اجرا درآمد.»
http://www.sharghnewspaper.com/850204/html/186606.jpg
•••
•ما از موسيقى باستانى ايران و همچنين رپرتوار چنگ در گذشته هيچ ايده جدى موسيقايى نداريم. آنچه برجاى مانده تنها نمونه هاى حجارى شده و تئورى هاى كلى است. چه چيز ايده ساخت «پژواك پارسى» بوده است؟ صرفاً تاثيرى احساسى كه در ذهن از اين يادگارهاى تاريخى پديد مى آيد؟
معمارى باستانى ايران معمارى پيچيده اى است و از آنجا كه معمارى و موسيقى در تاريخ هنر با هم پيوند داشته اند مى توان تصور كرد كه موسيقى ايران باستان نيز موسيقى پيچيده و باشكوهى بوده است كه البته اين تنها يك گمان است. من نخستين آهنگسازى نيستم كه مى كوشد شكوه فرهنگ و هنر ايران باستان را با موسيقى نشان دهد. «پژواك پارسى» اثرى است كه هم از وضعيت معاصر و هم از گذشته ما ملهم است. بازتاباندن آن همه رويداد در يك اثر بيست و چند دقيقه اى كار ساده اى نيست چرا كه ايرانى امروز درگير تناقض هاى بسيارى است. فرهنگ ملى، مذهبى و غربى همه در زندگى امروز ايرانيان ادغام و بسيارى از مردم ما جداً در شناخت جايگاه خود دچار مشكل شده اند. نخستين موومان در اين كنسرتو با ملودى ساده اى در دستگاه همايون آغاز مى شود كه براى شنونده بيشتر حالتى بداهه پردازانه دارد ولى پس از چند ميزان، قطعه با ورود سازهاى زهى به فضايى درگير و انديشمندانه مى رسد؛ شايد مانند يك ايرانى امروزى. با شناختى كه از ساز چنگ يا هارپ وجود دارد كوشيدم برخلاف توقع شنوندگان از اين ساز استفاده كنم چرا كه چنگ تنها يك ساز زيبا و باستانى براى نواختن آرپژ و گليساندو نيست. اين شيوه نگرش تقريباً در همه دنيا حاكم است كه بيشتر از موسيقى فيلم هاى هاليوودى سرچشمه گرفته است. كوشيدم اين ساز را به دور از اين تكنيك هاى كليشه اى و به شيوه اى متفاوت به كار برم مانند لوچيانو بريو (آهنگساز بزرگ ايتاليايى) كه در يكى از كارهاى خود به نام «سكوانس» (براى چنگ) كاربردى غيرمعمول از تكنيك هاى چنگ داشته كه از آن جمله مى توان به نواختن چند نت به طور همزمان اشاره كرد كه به عنوان «كلاستر» شناخته مى شود. در كادانس موومان نخست، قطعه به حالت تونال خود بازمى گردد و به دور از هياهوهاى ديسونانس، بار ديگر به دستگاه همايون اشاره مى كند. در آغاز موومان دوم، ويولن آلتو نغمه اى را مى نوازد كه نشان از درونگرايى و ابهام زندگى ما دارد. در ميزان هاى بعدى بخش هاى مختلف اركستر به صورت كنترپوانيك ويولن آلتو را دربر مى گيرند و سپس شنونده را براى ورود چنگ آماده مى كنند. در ادامه ديالوگى بين چنگ و اركستر پديد مى آيد و در نهايت در سكوت كامل، اين موومان به پايان مى رسد. سومين موومان كه بيشتر به يك رقص باستانى ايرانى شباهت دارد هم از درگيرى مردم با امور روزمره زندگى خود حكايت دارد و هم از روحيه عرفانى و ايرانى ما. به منظور ايده گرفتن براى ساخت اين اثر سفرى نيز به كرمانشاه براى ديدن چنگ ايرانى در طاق بستان داشتم. نقش هايى كه از دوره ساسانيان به يادگار مانده و در آنها چند بانوى نوازنده در حال چنگ نوازى هستند.
•آيا رهبر و نوازندگان اركستر توانستند به راحتى با انديشه اى كه زيربناى ساخت اين اثر بوده ارتباط برقرار كنند يا ناگزير بوديد درباره فضاى بخش هاى گوناگون كار به آنها توضيح دهيد؟
به جز معرفى خودم به آنها در نخستين جلسه تمرين به ياد نمى آورم كه با آنها صحبتى كرده باشم! چرا كه در يك اركستر حرفه اى مانند اركستر سمفونيك بى بى سى، نوازندگان نيازى به توضيحات آهنگساز ندارند و هر آنچه در پارتيتور نوشته شده را با دقت فراوان و همچنين با وسواس شديد رهبر به اجرا درمى آورند. تكنواز قطعه، شاند ويليامز كه داراى همسرى ايرانى است هم با شناختى كه از تاريخ و فرهنگ ايران داشت با مهارت كامل، اجرايى ويژه و بسيار احساسى ارائه كرد. زادگاه او سرزمين ولز است و وى از كودكى با ترانه هاى محلى و در فرهنگى سرشار از موسيقى بزرگ شده لذا گوش او نسبت به نوازندگان شهرنشين انگلستان با موسيقى شرقى بسيار مانوس تر است. رواج گسترده ساز چنگ در آن منطقه نيز در اجراهاى موفق او بسيار تاثيرگذار بوده است.
•در شب اجراى برنامه آثارى كه از آهنگسازان ايرانى به اجرا درآمد داراى فضايى بسيار متفاوت بود؛ «سمفونى خرابه هاى پارسه» از امين الله حسين كه حدود شصت سال پيش و با توجه به فضاى همان زمان در كاربرد ملودى هاى شرقى ساخته شده، «به ياد لامارتين» كه با الهام از سروده هاى اين شاعر فرانسوى توسط هرمز فرهت براى اركستر زهى آفريده شده و كنسرتوى شما. واكنش ها نسبت به هر يك از اين كارها چگونه بود؟
اركستر و رهبر با سمفونى امين الله حسين كه البته قطعه زيبايى است بيشتر به عنوان موسيقى فيلم برخورد كردند. به ويژه آخرين موومان از اين سمفونى كه همه را به ياد موسيقى فيلم بنهور انداخته بود. البته اين قضيه تعجبى ندارد چون پسر آهنگساز، روبرت حسين از هنرپيشگان نامدار سينماى فرانسه است و شمارى از آثار سمفونيك امين الله حسين در اصل به عنوان موسيقى فيلم ساخته مى شد و بعداً به صورت يك اثر سمفونيك بزرگ درمى آمد. اين قضيه در موسيقى فيلم «راسپوتين» نيز به گوش مى رسد كه موسيقى بخشى از آن در باله «مينياتورهاى ايرانى» نيز به كار برده شده است. قطعه اى كه از هرمز فرهت به اجرا درآمد دو موومان براى اركستر زهى بود. اين اثر شايد ارتباطى با موسيقى ايرانى نداشت ولى بايد تاكيد كنم كه يك هنرمند ايرانى هميشه نبايد صرفاً در پى ارتباط برقرار كردن با موسيقى يا حتى فرهنگ ايران باشد. اين دو موومان با مهارت و شناخت كامل نوشته شده بود و مى توان به جرات گفت اين كار در ميان آهنگسازان ايرانى تنها از عهده هرمز فرهت برمى آمد. آهنگسازى كه نه تنها آثار برجسته اى آفريده بلكه در عرصه موسيقى شناسى ايرانى نيز چهره اى جهانى به شمار مى آيد. پايان نامه اى كه ايشان سال ها پيش در زمينه شناخت دستگاه هاى موسيقى ايران به دانشگاه UCLA ارائه كرد در سال ۱۹۹۰ به وسيله انتشارات دانشگاه كمبريج در سراسر دنيا انتشار يافت. براى من افتخار بزرگى بود كه اثرم در كنار اثر چنين موسيقى دانى اجرا شود. رهبر فرانسوى اركستر، پاسكال روفه (Pascal Roufe) نيز بسيار تحت تاثير اين اثر قرار گرفته بود. ولى در نهايت فكر مى كنم آنچه جالب بود ارائه آثارى با حال و هوايى بسيار متفاوت از آهنگسازان ايرانى از سه نسل بود كه تنوع انديشه و كار آنها را نشان مى داد.
•اركستر سمفونيك بى بى سى در آغاز درصدد بود اين برنامه را به ساخته هاى آهنگسازان كشورهاى خاورميانه اختصاص دهد ولى در نهايت تمام برنامه به آهنگسازان و نوازندگان ايرانى اختصاص پيدا كرد. اين دگرگونى در محتواى كنسرت ها چگونه رخ داد؟
اگر اين برنامه به آثار كشورهاى خاورميانه اى و نه تنها ايران اختصاص پيدا مى كرد احتمال مى رفت آثارى از همه رنگ به ويژه از كشورهاى عربى در كنار آثار آهنگسازان شاخص ايران قرار گيرد. اين طرح مورد مخالفت عوامل ايرانى كنسرت و همچنين شاند ويليامز قرار گرفت و خوشبختانه در نهايت محتواى برنامه تماماً به ايران اختصاص پيدا كرد. علاوه بر آثار آهنگسازان ايرانى، قطعه «مجموعه ايرانى» (Persian Set) براى اركستر، اثر هنرى كاول (Henry Cowell) ، آهنگساز آمريكايى و «آوازهاى عاشقانه حافظ» (براى آواز و اركستر) از كارل شيمانوفسكى (Karol Szymanowski) آهنگساز لهستانى، هم اجرا شد كه هر دو كار، سال ها پيش با تاثير از فرهنگ و ادبيات پارسى ساخته شده بودند. گروه «دستان» نيز علاوه بر برنامه ويژه براى ارائه موسيقى كلاسيك ايرانى در بخش كوتاهى نيز با اركستر سمفونيك بى بى سى اجراى مشترك داشت.
•آيا اركسترهاى ديگر نيز براى اجراى كنسرتويى كه براى چنگ و اركستر آفريده ايد ابراز تمايل كرده اند؟
صحبت هايى براى اجراى اين كنسرتو در پاييز امسال در كپنهاگ و سال آينده در آمستردام با تكنوازى شاند ويليامز شده است ولى هنوز به طور قطعى روشن نيست.
- روزنامه شرق