PDA

مشاهده نسخه کامل : به آرزوی دور دست


ali89
02-05-2008, 02:01 PM
به آرزوی دوردست

به پرشکوه سرفراز اعتمادآفرین

به سبز آشناترین

به رازگون سایه روشن خیال های کودکی

مراوصال هست؟

به من بگو

كه هيچ آرزوي ديگري چنین محال هست؟

و او به سان یک درخت

دوردست، پرشکوه، سبز، رازگون

میان دشت خاطرات من

چه دلفریب و سربلندایستاده است

-دلفریب و ساحرانه دلفریب

-سربلند و دلبرانه سربلند

اگر مرا برای عشق

درخت را برای تکیه های عاشقانه آفریده اند

درخت ریشه دار من تویی

یگانه سایه سار من تویی

همیشه تکیه های من به هیچ جا

مرا زمین زده است

و پشت من هزار زخم

از هزار نارفیق را

به دوش می کشد.

درخت من!

قسم بخور

که پشت اعتماد زخم خورده ی مرا

سراب دور عشق و بخت من

پناه مي شوي

مشخص است از نگاه تو

مشخص است از تمسخر سیاه تو

که پشت من به سمت زخم تازه ای عمیق می رود.

جفا

و زخم

زخم جاودانه ای که هیچ گاهش التیام نیست

مشخص است...

کاملن مشخص است

که من دوباره از زمین – عجوزه ی حسود پیر-

زخم طعنه مي خورم

به جرم عشق...

به جرم اعتماد و عشق...

به جرم سادگی و اعتماد و عشق...

درخت من

خیال تو عجین پاره پاره، ذره ذره، لخت لخت من

اگر مرا برای عشق

تو را برای تکیه های عاشقانه آفریده اند

مرا به جز علاقه ات گزیر نیست

به جبر عشق تو

به میخ های افترا کشیده می شوم

ولي

مرا به غیر تن سپردنی مسیح وار

بر صليب ساقه ات

گزير نيست

اگرچه کاملن مشخص است

(و شاهدم

همین هزار زخم تازه ای که در همین یکی دو ساله ی اخیر از تو خورده ام)

ولی

دوباره من به ساقه ی تناور تو اعتماد می کنم

و باز هم...

نگار قلب سخت من

رها مکن مرا

میان این نگاه های سرد

میان این همه وجودهای بی وجود،

پوک، زشت

پوچ، زرد

میان این همه دروغ و درد

رها مکن مرا

دست عشق و من به دامنت

پناه من و عشق شو

درخت من

آرزوی دوردست پرشکوه سبز رازگون

به این تن نحیف

تكيه ي محال را...

مجال ده

اگر مرا برای عشق

درخت را برای تکیه های عاشقانه آفریده اند.