انجمن ادبی شفیقی
>
ادبیات فارسی
>
اشعار شاعران كلاسيک
> وحشی بافقی
PDA
مشاهده نسخه کامل :
وحشی بافقی
راندی ز نظر، چشم بلا دیدهی ما را
من آن مرغم که افکندم به دام سد بلا خود را
بر قول مدعی مکش ای فتنه گر مرا
خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را
شرح پريشاني