- بهار بهار
- دهاتي
- شب كه آرام تر از پلك تو را مي بندم
- غزلي چون خود شما زيبا
- اما من آن مورم كه همواره به دنبال رسيدن بود
- از هر طرف نرفته به بن بست مي رسيم
- خوشا هر آنچه كه تو باغ باغ مي خواهي
- اين سيب كه ناچيده به دامان تو افتاد
- باراني
- گفتگو
- شبهاي شعر خواني من بي فروغ نيست
- دلم براي خودم تنگ مي شود
- او سرسپرده مي خواست من دلسپرده بودم
- امشب ز پشت ابرها بيرون نيامده ماه
- كجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي ؟
- اين غزلها همه جانپاره ي دنياي منند
- خسته
- آن بهاري باغها و اين بياباني زمستان
- هي مترسك كلاه را بردار
- نيستي شاعر كه تا معناي حافظ را بداني
- من قصد نفي بازي گل را و باران را ندارم
- در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
- خون هر آن غزل كه نگفتم بپاي تست
- آينه در جواب من باز سكوت مي كند
- گلهاي بي شميم به وجدم نمي كشند
- ما به اندازه هم سهم ز دريا برديم
- حيف انسانم ومي دانم تا هميشه تنها هستم
- سکوت
- ترا چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت
- یخ کرده ام_ یخ کردنی در تب
- چگونه؟ (غزلي از محمد علي بهمني)
- دو غزل منتشر نشده
- بهار . از : محمد علی بهمنی
- مرا با برکهام بگذار دریا ارمغان تو
- من آن مورم که همواره به دنبال رسیدن بود